برچسب:
نویسنده: نگین احمدی
برچسب:
نویسنده: نگین احمدی
در این سینه ی منقبض
قلبی می تپد که از ضعف نفرت دارد
قلبی که دیگر عاشقی را نمی خواهد
چه فایده؟
هر روز به عشقش از خواب بیدار شوی
به عشقش، صبح تا شبت را تلف کنی
به عشقش، شکلات ولنتاین بخری!
اما او
تو را در سینه اش کشته باشد
در سینه ای آرام
که قلبی ظالم در آن می تپد...
برچسب:
نویسنده: نگین احمدی
برچسب:
نویسنده: نگین احمدی
برچسب:
نویسنده: نگین احمدی
با دیدنت
لیز می خورد در حوضچه ی آبی اش
لغزلغزان می تپد
قلب واژگون من
صدایت را که می شنوم
دستانم داغ داغ می شوند
با احساس حضورت جاودانه ات
زیبای من!
به من بازگرد
جانم را
سبز کن
لبخند - ت
پرواز می دهد
افکار زنجیرشده ی من را
مرا آزاد کن...
برچسب:
نویسنده: نگین احمدی
روشنایی ناب شب های تاریک من!
تو را دوستت دارم
با تک تک کلمات عاشقانه ام
آنقدر می خواهمت
که تمام آسمان هم کم است
آسمان با تمام ستاره هایش
تمام ستاره هایش
دریا با تمام امواجش
رود با تمام خروشش
روی تو را که دوستش دارم
کم می آورد
ماه من!
دنیایم بی تو تاریک است
به من بتاب
برچسب:
نویسنده: نگین احمدی
عشق تو می ماند
چو یکی مروارید -
در درون ماهی
خودِماهی کم سود
خودِماهی ارزان
لیک مروارید - ش
به بهایی عالی
به نصیبی مانا.
در دلم
عشق تو تا به ابد می ماند...
برچسب:
نویسنده: نگین احمدی
برچسب:
نویسنده: نگین احمدی
خود٬بوی بهار - می دهد
واژه ها حتی
در نزدیکی یلدا
با فکر تو٬ سبز می شوند
گل می دهند.
معشوقه ی زمستانی - من
یلدایت فرخنده باد...
برچسب:
نویسنده: نگین احمدی